ایوانها سیاهپوش میشوند، و دیوارها قصه میگویند. از سالهایی که پدرها دیگ نذری را روشن میکردند، مادرها چای روضه میریختند، و بچهها از پشت پنجرهها به دستهها خیره میماندند. هنوز هم بوی همان شبها میآید؛ بوی گلاب و خرما، بوی سادگی و سوگ. در خانههای قدیمی، اشک یک آیین است. بیهیاهو، بیتظاهر. هر شب روضهای برپا میشود، حتی اگر کسی جز سکوت، مهمان نباشد.
روضه_رضوان_-_قسمت_نهم.mp3
کد محتوا 648392

